حسين قرچانلو
393
جغرافياى تاريخى كشورهاى اسلامى ( فارسى )
تقسيم مىشود يكى از آنها از مشرق شهر و ديگرى از مغرب شهر عبور مىكند . شهر جامعى استوار و محكم دارد كه از بناهاى اليسع است . گرمابههاى شهر بد و آب آن سنگين و پراملاح است و تمام آب چاههاى سجلماسه چنين است . آب كشت و زراعت آنان از رود است كه در آبگيرهايى جمع مىشود . شهر پر از درخت ميوه و انگور و خرماست . انگورها معمولا بر روى داربستها و در سايه مىرسند و ظلّى نام دارند . اين شهر نقطهء آغاز بيابان است و در سمت غربى و طرف قبلهء آن هيچ آبادى نيست . مگس در اين شهر فراوان است . مردم آن ( سجلماسه ) جذام نمىگيرند . . . اهالى سجلماسه سگ را پرورش مىدهند و گوشت آنها را ، مانند شهرهاى قفصه و قسطيله تازه مىخورند . . . يهوديان نيز با آنها زندگى مىكنند . . . از سجلماسه به شهرهاى سياهان تا غانه ( گانا ) مىروند و ميان سجلماسه تا غانه دو ماه راه است و راه از صحرايى خشك و سوزان مىگذرد . « 1 » در 448 ق / 1056 - 1057 م ابو بكر بن عمر صنهاجى سجلماسه را تصرف كرد و يوسف بن تاشفين لمتونى را بر آن امارت داد و به صحرا بازگشت . « 2 » يك قرن بعد از بكرى ، ادريسى اوصافى را دربارهء سجلماسه نقل مىكند كه در واقع همان مطالبى است كه ابن حوقل در قرن چهارم و بكرى در قرن پنجم هجرى بدانها اشاره كردهاند . فقط ادريسى مىنويسد : شهرى بزرگ و آباد است . محل رفتوآمد مسافران است و پر از انواع سبزيجات و باغهاى فراوان و بناهاى بلند است . قلعهاى ندارد . كاخها و خانهها و عماراتى متصل به هم بر ساحل رودى پر آب كه از سمت مشرق از بيابان مىآيد ، دارد . اين رود در تابستان پرآب مىشود . . . . « 3 » در نيمهء اول قرن هفتم هجرى ياقوت مىنويسد : شهرى است در جنوب مغرب در جانب بلاد سياهان . ميان آن و فاس ده روز راه فاصله است و در شكافى از كوه درن قرار دارد . اين شهر در ميان شنزارى به نام زرود واقع است و از سمت شمال گسلهاى زمين به آن پيوسته است . رود بزرگى از شهر مىگذرد كه در كنار آن تا چشم كار مىكند ، نخلستان و باغ ايجاد كردهاند . در چهار فرسخى شهر باغهايى
--> ( 1 ) . المغرب فى ذكر بلاد افريقيه و المغرب ؛ ص 148 - 149 . ( 2 ) . الكامل ؛ ج 9 ، ص 621 . ( 3 ) . نزهة المشتاق ؛ ج 1 ، ص 225 - 226 .